خرید بک لینک
تو و آن زلف حنایی

که دلی خون کرده داری

بافته ای یش یا که آزاد

به کجایی به کجایی

تو و آن طره ی چین چین

که همه زندگی ام اوست

نکنی صاف و نه کوتاه

دل من بشکنی اش چون

تو و آن عشوه ی پرفن

که شده است روز و شب من

چه نخواهی و ندانی

همه رویای منی

من و این قامت رنجور

گره خورده به زمانیم

دوری ات میل مرا نیست

به چه امید بمانیم؟

+ نوشته شده در سه شنبه پنجم اردیبهشت ۱۳۹۶ساعت 0:34 توسط persoe |

برچسب: همه,رویای,منی, نویسنده: بهار زارعی‌پور تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 1:30

صفحه بندی